حاج ملا هادي السبزواري
420
شرح مثنوى
رحمه را : اصح است از نسخهء بىرا . ( ( 2637 ) ) آن اشر چون جفت آن شاد آمدى * پنج ساله قصه اش ياد آمدى ن 1171 9 - ك 391 17 اشر : صفت مشبهه ، چون خشن به معنى متكبّر . و اينجا مراد آن است كه از كثرت شادمانى گويا تكبّر داشت . و در نسخه « آن يكى » . ( ( 2640 ) ) ماهيى بريان ز آسيب خضر * زنده شد در بحر گشت او مستقر ن 1171 12 - ك 391 19 خضر : به كسر ضاد معجمه ، صفت مشبهه - چون اشر . و گفته مىشود خضر الزرع فهو اخضر . و خضر - اينجا - مراد آسمان است كه خضرا نيز گويند . يعنى چون بيرون كرده شد از دريا ، بريان شد از آفتابِ چرخِ اخضر . و معنى ديگر خضر ، مطلق گياه سبز ناعم ، و نيز نوعى از گياه كه نيست از جيّد آنها . يعنى چون از آب جدا كردند و بر روى گياه گذاردند ، آسيب به آن رسيد ، ولى : زنده شد در بحر گشت او مستقر : در ارجاع به بحر - ثانياً . و به حسب تأويل ، ماهيهاى ارواحند كه در خضرهء * ( « زَهْرَةَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا » 20 : 131 ( 1 ) ، آسيبها به ايشان رسيد ، و در عالم ظلمت طبيعت مردند ، و در قبور تنها مقبور شدند ، و در بحر معرفت و شهود ، زنده شدند ، و احيى مىشوند بعد از تكاندن اغبره ، كه در اين مقبره بر دامن آنها نشسته . ( ( 2641 ) ) يار چون با يار خوش بنشسته شد * صد هزاران لوح سر دانسته شد ن 1171 13 - ك 391 19 يار چون با يار خوش : الرفيق ، ثم الطريق چوب نبات مىشود از اثر مصاحبت گِل چو شود قرين گُل گيرد رنگ و بوى او لوح سر : اصح است از « لوح دل » . ( ( 2646 ) ) ز آنكه گردد نجم پنهان ز ان غبار * چشم بهتر از زبان با عثار ن 1171 18 - ك 391 22 عثار : لغزش . و جناس خطى با غبار دارد . ( ( 2649 ) ) نام هر چيزى چنان كه هست آن * از صحيفهء دل روى گشتش زبان ن 1171 21 - ك 391 23
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 131 . .